خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آغازیان

    آغازیان

    فرمانرو آغازيان:

      آغازيان كه يكي از قديمي‌ترين گروه‌هاي جانداران‌اند، بيش‌تر تك سلولي و ميكروسكوپي هستند؛ اگرچه بعضي از آن‌ها پرسلولي‌اند و جثه‌ي بزرگ دارند. كلپ‌ها نمونه‌اي از اين آغازيان‌اند. از آن‌جايي كه آغازيان تنوع بسياري دارند، ويژگي‌هاي بسيار متفاوتي نيز دارند.

    اهميت آغازيان ازنظر تكاملي اين است كه وضعيت يوكاريوتي و پرسلولي بودن براي اولين‌‌بار در اين جانداران شكل گرفته است؛ از طرفي شكل‌گيري مشخص ساختار توليد مثلي و به دنبال آن توليد مثل جنسي ابتدا در اين گروه از جانداران بوده است.


    ويژگي‌هاي آغازيان :

    ويژگي‌هاي آغازيان در موارد زير قابل بررسي است:
    1- تعداد سلول‌ها :
    بعضي از
    آغازيان تك سلولي هستند و بعضي پرسلولي هستند.

    ۲- نوع تغذيه:

     بعضي از آغازيان فتوسنتزكننده‌اند و بعضي از آن‌ها هتروتروف هستند. آغازيان فتوسنتزكننده كلروپلاست دارند. بعضي از آغازيان در حضور نور فتوسنتز مي‌كنند و درصورتي‌كه نور نباشد هتروتروف مي‌شوند. اوگلنا نمونه‌اي از اين آغازيان است.
    آغازيان هتروتروف به‌شكل‌هاي انگل، شكارچي و كودرست وجود دارند. كودرست‌ها از بقاياي جانداران تغذيه مي‌كنند.

    توليد مثل جنسي در آغازيان تك سلولي

    آغازيان تك سلولي هنگام توليد مثل جنسي با انجام تقسيم ميتوز، سلول‌هاي گامت را به‌وجود مي‌آورند. اين سلول‌ها باهم لقاح مي‌دهند و سلولي به‌ زيگوسپور(Zygospore) ايجاد مي‌كنند. زيگوسپور ديواره‌ي ضخيمي دارد و مي‌تواند در شرايط ساعد تا مدت‌ها باقي بماند. وقتي شرايط محيطي مناسب شد، با انجام تقسيم ميوز، سلول‌هاي هاپلوئيد ايجاد مي‌شوند. اين سلول‌ها با پاره‌كردن ديواره‌ي زيگوسپور از آن خارج مي‌شوند. هركدام از اين سلول‌ها با انجام تقسيم ميتوز تعداد زيادي آغازي تك سلولي توليد مي‌كنند.

    توليد مثل جنسي در آغازيان پرسلولي

    تناوب نسل (Alternation of generation)
    در آغازياني كه تناوب نسل دارند، دو ساختار مجزا در چرخه‌ي زندگي فرد ديده مي‌شود:
    1- ساختار گامتوفيت كه سلول‌هاي آن‌ هاپلوئيدي است و گامت‌ توليد مي‌كند.
    2- ساختار اسپوروفيت كه سلول‌هاي آن ديپلوئيدي است و هاگ توليد مي‌كند. •

    همجوشي (conjugation)
    در اين نوع توليد مثل جنسي محتويات سلولي از يك فرد به فرد ديگر منتقل مي‌شود و با ادغام هسته‌ها،‌ سلول تخم يا زيگوت تشكيل مي‌شود. زيگوت در محيط مناسب مي‌رويد. 
    آغازيان را در چهارده شاخه قرار مي‌دهند

     آميب‌ها (Amoebas)
    در آب‌هاي شور، شيرين و خاك‌هاي مرطوب زندگي مي‌كنند. وسيله‌ي حركتي آميب‌ها پاهاي كاذب است كه علاوه بر حركت از آن‌ها براي گرفتن غذا نيز استفاده مي‌كنند. توليد مثل غيرجنسي و جنسي دارند. آميب‌ها هتروتروف‌اند. بيش‌تر آن‌ها زندگي آزاد دارند، اما بعضي از آن‌ها مانند آميب مولد اسهال خوني، انگل‌اند.

    روزن ‌داران (Foraminifera)
    اين
    آغازيان هتروتروف‌اند و در درياها زندگي مي‌كنند. روزن‌داران پوسته‌ي سخت آهكي دارند. اين پوسته منفذدار است. پاهاي كاذب آن‌ها از منافذ روي پوسته بيرون مي‌آيد. انباشته شدن پوسته‌هاي آهكي روزن داران نوعي سنگ آهكي را ايجاد مي‌كند.

    دياتوم‌ها (Diatoms)
    دياتوم‌ها ديپلوئيدند و در اقيانوس‌ها و درياچه‌ها زندگي مي‌كنند. دياتوم‌ها ديواره‌ي سلولي دو قسمتي دارند كه يك نيمه‌ي آن كوچك‌تر از نيمه‌ي ديگر است و نيمه‌ي كوچك درون نيمه‌ي بزرگ‌تر جاي مي‌گيرد. جنس ديواره سيليسي است و معمولا داراي تزئيناتي است. دو نوع تقارن شعاعي و دوطرفي در دياتوم‌ها ديده مي‌شود. دياتوم‌ها فتوسنتزكننده‌اند. به‌همين دليل از مهم‌ترين توليدكننده‌هاي زنجيره‌هاي غذايي در آب‌ها هستند. هم‌چنين پوسته‌ي سيليسي دياتوم‌ها، آن‌ها را از نظر اقتصادي نيز ارزشمند كرده است. پوسته‌هاي خالي دياتوم‌ها رسوبات ضخيمي را تشكيل مي‌دهند كه از آن‌ها براي ساخت سنگ سمباده استفاده مي‌شود. توليد مثل دياتوم‌ها
    روش معمول توليد مثل دياتوم‌ها، توليد مثل غيرجنسي است. هنگام توليد مثل غيرجنسي با انجام تقسيم ميتوز محتويات سلولي آن دو برابر مي‌شود. دو پوسته از هم جدا مي‌شوند و هر نيمه، نيمه‌ي كوچك‌تر متناسب با اندازه‌ي خود را مي‌سازد. نتيجه‌ي اين توليد مثل ايجاد نسلي از دياتوم‌هاست كه بسيار كوچك شده‌اند. در چنين وضعيتي دياتوم از پوسته‌ي خود بيرون مي‌آيد و با تشكيل گامت‌ و سپس ايجاد سلول تخم دياتوم‌هاي جديدي را به‌وجود مي‌آورد. دياتوم‌هاي حاصل از اين نوع توليد مثل بعد از اينكه به‌اندازه‌ي كافي بزرگ شدند، ديواره‌ي سلولي را مي‌سازند.

    جلبك‌ها(Algae)

    جلبك‌ها فتواتوتروف هستند. بعضي تك سلولي و بسياري ديگر پرسلولي‌اند. جلبك‌ها اگرچه در زيستگاه‌هاي گوناگوني ‌زندگي مي‌كنند؛ اما بيش‌تر آن‌ها آبزي‌اند.بعضي از جلبك‌ها به‌صورت كلني هستند؛ يعني گروه‌هاي سلولي به هم‌ديگر متصل شده‌اند كه گاهي غلافي از لعاب آن‌ها را مي‌پوشاند. بعضي از جلبك‌ها به‌صورت رشته هستند. اين رشته‌ها ساده و يا منشعب‌اند. ممكن است در هر سلول رشته بيش از يك هسته باشد. در بعضي از رشته‌ها ديواره‌ي عرضي بين سلول‌ها وجود ندارد كه حالت سينوسيتي(Coencytic) را ايجاد مي‌كند.
    جلبك‌ها با همه‌ي گوناگوني كه دارند، براساس نوع رنگيزه :

    در سه گروه عمده‌ي جلبك‌هاي سبز، جلبك‌هاي قرمز و جلبك‌هاي قهوه‌اي دسته بندي مي‌شوند.

    جلبك‌هاي سبز (Green algae)

    بيش از 7500 گونه در گروه جلبك‌هاي سبز قرار دارد كه ساختار، چرخه‌ي زندگي و زيستگاه‌هاي متنوعي دارند. بيش‌تر جلبك‌هاي سبز در آب‌هاي شيرين زندگي مي‌كنند؛ اما بعضي از گونه‌ها در آب‌هاي شور، يخچال‌هاي طبيعي، خاك‌ها و يا حتي در بخش‌هاي سايه‌ي ديوار ساختمان‌ها زندگي مي‌كنند. بعضي از جلبك‌هاي سبز با گياهان و جانوران و قارچ‌ها زندگي همزيستي دارند. وجود خصوصيات مشترك و مهم بين گياهان و جلبك‌ها سبب شده است تا منشاء گياهان را جلبك‌هاي سبز بدانند. مثلا رنگيزه‌هاي فتوسنتزي جلبك‌هاي سبز همانند رنگيزه‌هاي فتوسنتزي گياهان است. جلبك‌هاي سبز هردو نوع توليد مثل جنسي و غيرجنسي را دارند. كلاميدوموناس(Chlamydomonas) جلبك سبز تك سلولي است كه چرخه‌ي زندگي آن را در شكل مشاهده مي‌كنيد.

    جلبك‌هاي قرمز (Red algae)


    تقريبا 3900 گونه جلبك در اين گروه وجود دارد. جلبك‌هاي قرمز عمدتا در درياها زندگي مي‌كنند و به‌صورت رشته‌هاي ميكروسكپي و يا انشعابات برگ مانند ديده مي‌شوند. رنگ قرمز جلبك‌هاي قرمز به‌دليل وجود رنگيزه‌ي فيكواريترين(Phycoerytherin) است. فيكواريترين كه قرمز رنگ است، نور آبي را جذب مي‌كند. نور آبي به‌دليل قدرت نفوذي كه دارد در آب‌هاي عميق نفوذ مي‌كند. در ديواره‌ي سلولي بعضي از جلبك‌هاي قرمز، كربنات كلسيم وجود دارد. بعضي از جلبك‌هاي قرمز براي تهيه آگار(Agar) استفاده مي‌شوند. چرخه‌ي زندگي جلبك‌هاي قرمز معمولا از نوع تناوب نسل است.

    جلبك‌هاي قهوه‌اي (Brown algae)

    حدوداً 1500 گونه جلبك قهوه‌اي وجود دارد كه بيش‌تر آن‌ها در درياها زندگي مي‌كنند. كلپ‌ها(Kelp) بزرگ‌ترين گروه جلبك‌هاي قهوه‌اي هستند كه در نواحي ساحلي رشد مي‌كنند. بعضي از كلپ‌ها حالت شناور دارند. اين كلپ‌ها با رشد و تكثير رويشي سريعي كه دارند، حجم عظيمي از كلپ‌ها را در اقيانوس‌ها ايجاد مي‌كنند. نوعي كلپ‌ به‌ ماكروسيستيس (Macrocystis) ظاهري شبيه گياهان دارد.

     

    تاژكداران (Flagellate)
     
     
    تاژكداران چرخان، تاژكداران جانور مانند و اوگلناها سه گروه عمده‌ي تاژكداران‌اند. همه‌ي آن‌ها تاژك دارند و تك سلولي هستند. اوگلناها و تاژكداران جانور مانند ديواره‌ي سلولي ندارند. در عوض داراي يك غشاي سلولي انعطاف‌پذير با لايه‌هايي از پروتئين در سمت داخل و سطح دانه‌دار هستند. تاژكداران چرخان نيز ديواره‌ي سلولي ندارند؛ اما در بيش‌تر گونه‌ها در سمت داخل غشاي پلاسمايي صفحه‌هاي سلولزي وجود دارد.

     

     

    تاژكداران چرخان (Dinoflagellates)
     
     

    بيش‌تر آن‌ها در درياها و بعضي از آن‌ها در آب‌هاي شيرين زندگي مي‌كنند و در واقع از پلانكتون‌ها (جانداران ريز شناور در آب) هستند. پوشش حفاظتي سلولزي آن‌ها كه با سيليس پوشيده شده است، شكل‌هاي خاصي به آن‌ها مي‌دهند. تاژكداران چرخان معمولا دو تاژك دارند. يكي از تاژك‌ها در شيار طولي و تاژك ديگر در شيار عرضي قرار دارد و دورتادور سلول را احاطه مي‌كند. انتهاي تاژكي كه در شيار طولي قرار دارد آزاد است و مانند يك سكان عمل مي‌كند. تاژك عرضي به چرخش سلول هنگام حركت به ‌جلو كمك مي‌كند. تاژكداران چرخان توليد مثل غير جنسي دارند. آن‌ها با تقسيم ميتوز تكثير مي‌شوند.

     

     

     

    تاژكداران جانور مانند (Zoomastigotes)
     
     

    تعداد تاژك در اين گروه از تاژكداران از يك تا هزاران تاژك در گونه‌هاي متفاوت است. نوع توليد مثل بيش‌تر اين جانداران غير جنسي است؛ اما تعداد كمي از گونه‌هاي تاژكداران جانور مانند توليد مثل جنسي دارند. بعضي از آن‌ها به‌صورت همزيست درون لوله‌ي گوارش موريانه‌ها زندگي مي‌كنند. اين‌گونه‌ها آنزيم لازم براي هضم چوب را در لوله‌ي گوارش موريانه توليد مي‌كنند. بعضي از گونه‌هاي تاژكداران چرخان زندگي انگلي دارند.

     

     

    اوگلناها (Euglenoids)
     
     
     
    گونه‌هاي اين شاخه در آب‌هاي شيرين زندگي مي‌كنند. حدود يك سوم از گونه‌هاي شناخته شده‌ي اوگلناها كلروپلاست دارند و فتوسنتز مي‌كنند. بقيه‌ي گونه‌ها كلروپلاست ندارند و هتروتروف‌اند. هم‌چنين گونه‌هاي فتوسنتزكننده نيز درصورتي كه شرايط نوري مناسبي نباشد، به‌صورت هتروتروف زندگي مي‌كنند. اوگلناها دو تاژك دارند. يك تاژك بلند و يك تاژك كوتاه است. دركنار تاژك بلند، اندام حساس به‌ نور به‌نام لكه‌ي چشمي قرار دارد. اين اندام در جهت‌گيري اوگلنا به‌سوي نور كمك مي‌كند. توليد مثل اوگلناها با تقسيم ميتوز انجام مي‌شود.

     

     

    مژكداران (Cilniates)
     
     
     
    مژكداران آغازياني هستند كه با استفاده از مژك حركت مي‌كنند و مژك‌ها داراي ضربان هماهنگي هستند. مژكداران ديواره‌ي سخت اما انعطاف‌پذيري دارند كه امكان عبور آن‌ها را از موانع فراهم مي‌كند. دو نوع واكوئل غذايي و ضربان‌دار در اين سلول‌ها وجود دارد. واكوئل غذايي براي گوارش غذا و واكوئل ضربان‌دار براي تنظيم آب سلول است.
    بيش‌تر مژكداران دو هسته دارند. هسته‌ي بزرگ كه وظيفه‌ي آن تنظيم متابوليسم سلول است و هسته‌ي كوچك كه در فرايند توليد مثل نقش دارد. روش معمول توليد مثل در اين آغازيان توليد مثل غير جنسي از طريق تقسيم ميتوز است. توليد مثل جنسي بعد از چندين بار توليد مثل غير جنسي انجام مي‌شود. توليد مثل جنسي مژكداران از طريق هم‌جوشي انجام مي‌شود.

     

     

    آغازيان كپك مانند (Protistan molds)
     
     
    تا مدت‌ها اين آغازيان را جزو قارچ‌ها مي‌دانستند؛ اما با پي‌بردن به اختلاف‌هاي بين اين جانداران و قارچ‌ها، اين رده‌بندي كنار گذاشته شد. ديواره‌ي سلولي در آغازيان كپك مانند داراي ديواره‌، سلولزي است؛ برخلاف قارچ‌ها كه ديواره‌ي سلولي كيتيني دارند. آغازيان كپك مانند شامل سه گروه كپك‌هاي آبي، كپك‌هاي مخاطي سلولي و كپك‌هاي مخاطي پلاسموديومي هستند. بعضي از اين آغازيان شبيه آميب‌ها هستند و با انجام فاگوسيتوز (phagocytosis) غذاي خود را به‌دست مي‌آورند.

     

     

    كپك‌هاي مخاطي سلولي (Cellular slime molds)
     
     
     
    اين آغازيان تا حدي شبيه آميب هستند و در خاك‌هاي مرطوب زندگي و از باكتري‌ها و مخمرها تغذيه مي‌كنند. تنش‌هاي محيطي و نامساعد شدن شرايط زيست سبب مي‌شود تا سلول‌ها دور هم جمع شوند و يك كلني سلولي تشكيل شود. هر كلني يك پايه و ساقه‌اي با بخشي متورم در انتها دارد. در اين بخش متورم هاگ‌ها ساخته مي‌شوند. هاگ‌ها در محيط پراكنده مي‌شوند و در شرايط مساعد به يك كپك هاپلوئيد جديد نمو مي‌يابند. در واقع اين روش تكثير غير جنسي است. چرخه‌ي توليد مثل جنسي اين جاندار در رطوبت فراوان محيط ديده مي‌شود.

     

     

    كپك‌هاي مخاطي پلاسموديومي (Plasmodial slime molds)
     
     
    كپك مخاطي پلاسموديومي، توده‌اي سيتوپلاسمي است كه تعداد زيادي هسته‌ي ديپلوئيد دارد. اين كپك‌ها معمولا روي مواد گياهي در جنگل‌ها و يا مزارع زندگي مي‌كنند و از باكتري‌ها و مواد آلي تغذيه مي‌كنند. 



    اگر شرايط رشد فراهم نباشد - مثلا خشكي - تعدادي بخش‌هاي ساقه مانند روي پلاسموديوم تشكيل مي‌شود كه در نوك آن‌ها هاگدان‌ها تشكيل مي‌شوند. درون هر هاگدان تعدادي هاگ هاپلوئيد تشكيل مي‌شود. هاگ‌ها قابليت بقا در شرايط نامساعد را دارند. هاگ‌ها در شرايط مساعد مي‌رويند و به سلول‌هاي هاپلوئيد تاژكدار و يا آميبي‌شكل تبديل مي‌شوند. تركيب دو سلول هاپلوئيد، سلول تخم ديپلوئيد را به‌وجود مي‌آورد كه از رشد آن پلاسموديوم چند هسته‌اي ديگري تشكيل مي‌شود.

     

     

     
     
     
    كپك‌هاي آبي (Water molds)
     
     
    اين جانداران معمولا در آب زندگي مي‌كنند. انگل‌ ماهي‌ها و تجزيه‌كننده‌ي بقاياي آن‌ها هستند. برخلاف نامي كه دارند، بعضي از اين كپك‌ها در خشكي زندگي مي‌كنند و انگل حشرات و گياهان‌اند (عامل قحطي سيب‌زميني در دهه‌ي 1840 در ايرلند، نوعي كپك آبي بود). بيش‌تر كپك‌هاي آبي كودرست (ساپروفيت) هستند و روي بقاياي جانداران زندگي مي‌كنند. كپك‌هاي آبي ديواره‌ي سلولي سلولزي دارند. كپك‌هاي آبي هنگام توليد مثل غير جنسي هاگ‌هاي تاژكدار ديپلوئيد توليد مي‌كنند. هنگام توليد مثل جنسي با تقسيم ميوزگامت و در نهايت سلول تخم توليد مي‌كنند.

     

     

    هاگداران (Sporozoans)
     
     
    اين آغازيان انگل و فاقد وسيله‌ي حركتي‌اند. اين جانداران همان‌طور كه از نامشان پيداست همگي هاگ توليد مي‌كنند. چرخه‌ي زندگي هاگداران پيچيده است كه در آن هر دو نوع توليد مثل جنسي و غير جنسي وجود دارد. در توليد مثل جنسي گامت‌ها ساخته مي‌شوند. گامت‌ نر تاژكدار و از گامت ماده كوچك‌تر است. تخم حاصل از لقاح گامت‌ها ديواره‌ي ضخيمي دارد كه آن را نسبت به خشكي و شرايط نامساعد محيط مقاوم مي‌كند. پشه‌ها از عوامل انتقال هاگ‌داران از ميزباني به ميزبان ديگر هستند؛ هم‌چنين آب يا غذاي آلوده به مدفوع داراي اين آغازيان راه ديگر ابتلا به بيماري‌هاي مربوط به هاگداران است.

     

     

    اهميت آغازيان
     
     
    آغازيان اهميت زيادي دارند. آغازيان بزرگ‌ترين گروه فتوسنتزكننده‌ي كره‌ي زمين هستند و بنابراين نقش عمده‌اي در توليد گاز اكسيژن و غذا دارند. آغازيان تجزيه‌كننده در چرخه‌ي موادي مانند نيتروژن، كربن و فسفر در زمين دارند. از طرفي بعضي از آغازيان همزيست‌اند و در لوله‌ي گوارشي انسان و جانوران زندگي مي‌كنند و در تجزيه‌ي مواد غذايي در آن‌جا نقش دارند. دياتوم‌ها يكي از مهم‌ترين جلبك‌هايي هستند كه اهميت اقتصادي دارند. دياتوم‌ها غذاي ماهي‌هاي آب‌هاي شيرين و درياها هستند. ديواره‌ي سلولي آن‌ها در بسياري از صنايع مثلا در تهيه‌ي خمير دندان، بعضي صافي‌ها و علايم جاده‌ها استفاده مي‌شوند.
    پلي ساكاريدهاي ديواره‌ي سلولي جلبك‌هاي قرمز و قهوه‌اي مصارف صنعتي فراواني دارند. از اين پلي ساكاريدها در تهيه‌ي آگار (از نوعي جلبك قرمز) استفاده مي‌كنند. 

    اصلي‌ترين مصرف آگار در تهيه‌ي محيط كشت باكتري‌هاست. هم‌چنين از آن براي تهيه‌ي انواعي از غذاها، ‌مواد بهداشتي و هم‌چنين داروها استفاده مي‌كنند.
    بعضي از جلبك‌ها استفاده‌ي دارويي دارند. پلي‌ ساكاريدهاي بعضي از جلبك‌هاي سبز براي تحريك سيستم ايمني جانوران در بالا بردن مقاومت در برابر بعضي بيماري‌ها استفاده مي‌شود، اگرچه هنوز براي انسان استفاده نشده است.
    بعضي از جلبك‌ها مصرف غذايي دارند. مثلا نوعي جلبك قرمز منبع خوبي براي پروتئين و يد است. آغازيان تاثيرات ديگري نيز بر زندگي انسان دارند. آغازيان عامل بعضي از بيماري‌هاي انسان مانند مالاريا (Malaria)، توكسوپلاسموز(Toxoplasmosis) و اسهال خوني هستند. هم‌چنين آغازيان از طريق بيمار كردن دام‌ها، هزينه‌هاي زيادي بر جوامع انساني تحميل مي‌كنند.

     

     

    مالاريا
     
     
    يكي از شايع‌ترين انگل‌هاي انسان نوعي هاگدار به نام پلاسموديوم (Plasmodium vivax) است كه عامل انواعي از بيماري مالاريا است. مالاريا يكي از مهلك‌ترين بيماري‌هاي انساني است. ناقل اين بيماري پشه‌ي آنوفل(Anopheles) است. 

    انسان با نيش پشه‌ي آلوده به اين بيماري مبتلا مي‌شود. تب، عرق، عطش و لرز شديد از علايم اين بيماري است. مبتلايان به اين بيماري به‌دليل كم‌خوني، نارسايي كليه و كبد و هم‌چنين آسيب‌هاي مغزي مي‌ميرند.

     

     

    چرخه‌ي زندگي مالاريا
     
     
    چرخه‌ي زندگي مالاريا دو مرحله‌ي جنسي و غير جنسي دارد. هر كدام از اين مرحله‌ها در يكي از دو ميزبان آن يعني انسان و پشه انجام مي‌شود. مرحله‌ي جنسي در پشه‌ي آنوفل و مرحله‌ي غير جنسي در انسان انجام مي‌شود. در شكل مراحل اين چرخه را مشاهده مي‌كنيد.

     

     

    پيشگيري و درمان مالاريا
     
     
    پيشگيري
    انجام اقدامات مربوط به پيشگيري هميشه موثر‌تر و موفقيت‌آميزتر از درمان است و در كاهش هزينه‌هاي مربوط به درمان و صدمات ناشي از بيماري‌ كه بر سلامت انسان و در سطح كلان بر جامعه مي‌گذارد، نقش بسيار مهمي دارد. از آن‌جايي كه عامل انتقال بيماري مالاريا نوعي پشه است، كاهش جمعيت اين پشه‌ها نقش به‌سزايي در كنترل بيماري مالاريا دارد. سم‌پاشي محل‌هاي رشد پشه‌ها، جلوگيري از ايجاد شرايط مساعد براي رشد‌ آن‌ها، مبارزه‌ي زيستي با پشه‌ها از طريق جانوراني كه از لارو آن‌ها تغذيه مي‌كنند؛ از راه‌هاي مقابله با گسترش بيماري مالارياست.

    درمان
    مالاريا از بيماري‌هايي است كه از گذشته‌هاي بسيار دور گريبان‌گير انسان بوده است. و در طي سال‌ها ميليون‌ها قرباني گرفته است. در قرن هفدهم از پوست درختي به‌نام كيناكينا براي درمان اين بيماري استفاده مي‌شد؛ اما به مرور زمان مشخص شد كه اين ماده تاثير چنداني در درمان بيماري ندارد، بعد از آن از پوست درخت ديگري به‌نام سين‌كونا 

    استفاده كردند و نتايج نشان داد كه اين ماده در درمان بيماري مالاريا بسيار موثر است. سرانجام در اواسط قرن هفدهم ماده‌ي موثر موجود در پوست اين درخت استخراج شد، اين ماده كينين بود. امروزه اين ماده به‌طور مصنوعي ساخته مي‌شود.

    منبع :  sanjeshmostamar


    این مطلب تا کنون 7 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : توليد ,مي‌كنند ,آغازيان ,دارند ,زندگي ,بعضي ,زندگي مي‌كنند ,ديواره‌ي سلولي ,جلبك‌هاي قرمز ,چرخه‌ي زندگي ,وجود دارد ,تاژكداران جانور مانند ,درياها زندگي مي‌كنند ,آب‌هاي شيرين زندگي ,كپك‌هاي مخاطي پلاسموديومي ,
    آغازیان

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده